تبليغاتX

shahabsoft
the best
and great
cool
Welcome
Fantastic
Special
Web log
هیچ کس منو دوست نداره
هیچ کس منو دوست نداره
واسه هر کی دل من تنگ میشه !!!!!! تا می فهمه دلش از سنگ میشه

موضوع

زندگی

زندگی مانند دریاست

گاهی آرام

گاهی طوفانی

وقتی طوفانیست در آن شنا کن

شنا کردن در دریای آرام

کاری ندارد


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ] [ ]

موضوع

http://lakbima.info


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 ] [ ]

موضوع

جاي تو خالي

حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري
رفتي بي وفا و گفتي كه  منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن  شيشه
اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
ياد من مي مونه نيستي
بودنت خواب و خياله
روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما
با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا
حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم
هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ] [ ]

موضوع

يادمان باشد

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم

وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم

پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست

گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم

يادمان باشد ، سر سجاده عشق

جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ] [ ]

موضوع

رفتم مرا ببخش ومگو اووفا نداشت

رفتم مرا ببخش ومگو اووفا نداشت

راهي بجز گريزبرايم نمانده بود

اين عشق آتشين پرازدرد بی اميد

دروادي گناه وجنونم كشانده بود

رفتم كه داغ بوسه حسرت تورا

با اشك ها ي ديده زلب شستشودهم

رفتم كه ناتمام بمانم دراين سرود

رفتم كه بانگفته بخود آبرو دهم

رفتم مگومگوكه چرا رفت ننگ بود

عشق من ونيازتووسوزوسازما

ازپرده ي خموشي وظلمت چونورصبح

بيرون فتاده بودبه يكباره رازما

رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

درلابلای دامن شبرنگ زندگی

رفتم که درسیاهی یک گور بی نشان

فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگی

من ازدوچشم روشن وگريان گريختم

ازخنده هاي وحشي طوفان گريختم

ازبستروصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وجدان گریختم

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز

دیگر سراغ شعله ی آتش ز من نگیر

می خواستم شعله شوم سرکشی کنم

مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

روحی مشوشم که شبی بی خبرزخویش

دردامن سکوت به تلخی گریستم

نالان زکرده ها وپشیمان زگفته ها

دیدم که لایق تو وعشق تو نیستم....


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در جمعه هجدهم خرداد 1386 ] [ ]

موضوع

دريا و من چه قدر شبيهيم

اينجا براي از تو نوشتن هوا کم است 


                                                       دنيا براي از تو نوشتن مرا کم است


ا کسير من نهاينکه مرا شعر تازه نيست


                                                   من از تو مي نويسم و اين کيميا کم است

 
 دريا و من چه قدر شبيهيم گرچه باز


                                                       من سخت بيقرارم و او بيقرار نيست


 با او چه خوب مي شود از حال خويش گفت


                                                        دريا که از اهالي اين روزگارنيست


 امشب ولي هواي جنون موج ميزند


                                                    دريا سرش به هيچ سري سازگار نيست


  اي کاش از تو هيچ نمي گفتمش ببين


                                                         دريا هم اينچنين که منم بردبار نيست

نظر یادت نره دوست من


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ] [ ]

موضوع

سلام

ببخشید از اینکه دیر به دیر آپ می کنم

این عکس ها رو هم کامل ببینید

خوشتون میاد

نظر یادتون نره

 


ادامش اینجاست ...

[ دل نوشته های: ماهان ] [ در سه شنبه یکم اسفند 1385 ] [ ]

موضوع

عکس های جالب

اینم یه چند تا عکس به در خواست دوست عزیزم


ادامش اینجاست ...

[ دل نوشته های: ماهان ] [ در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 ] [ ]

موضوع

اینم یه چند تا شعر عاشقانه

امشب زغمت میان خون خواهم خفت

وز بسته عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست

تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت

 

من حاصل عمر خود ندانم جز غم

در عشق ز ننگ و بو ندارم جز غم

یک همدم با وفا ندیدم جز درد

یک مونس دمساز ندارم جز غم

 

گر همچو من افتاده این دام شوی

ای بس که خراب باده و جام شوی

ما عاشق و رند و عالم سوزیم

با ما منشین اگر نه بد نام شوی

 

تـــو کـیـسـتـی کـه مـن اینگـونـه بی‌تو بـی‌تـابـم
شــب از هــجــوم خیــالــت نـمــی‌بــرد خــوابــم
تـــو کــیـسـتـی کـه مـن از مـوج هـر تبسـم تــو
بـــســان قــایــق ســرگــشــتــه روی گـــردابــم
مــــن از کــــجـــا ســر راه تـــــو آمـــدم نـــاگــاه
چــه کـــرد بــا دل مــن آن نـــگـــاه شـیـــریــن آه
تــو دوردســت امیــدی و پــای مـن خسته است
چـراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است
تـــو آرزوی بـــلـــنـــدی و دســـت مـــن کــــوتــاه
مــدام پــیـش نـگـــاهــی مـــدام پــیــش نــگــاه
چــــه آرزوی مــحــالـی‌اسـت زیــســتــن بــا تــو
مـــرا هـمـیــن بـگـذارنـــد یــک ســخـــن بــا تــو

نظر بدی خوشحالم کردی


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در سه شنبه پنجم دی 1385 ] [ ]

موضوع

عشق

 

عشق يعني،زندگي در يك بهشت
عشق يعني،انتهاي سر نوشت
عشق يعني،قطره اشك صدف
مستي و رقص سماواتي دف
عشق يعني،گريه هاي چشم خمار
بوسه هاي مهر بر لب يار
عشق يعني،شور آتش در نفس
ضجه هاي زندگي كنج قفس
عشق يعني،موج بر درياي مهر
نور لبخند ستاره در سپهر
عشق يعني،شمع دل افروختن
همچو پروانه در آتش سوختن
عشق يعني،معرفت يعني شعور
عشق يعني،اشك خونين در ميان چشم كور
عشق يعني،علت آوارگي
بي ريا بودن،صفا و سادگي
عشق يعني،اسب وحشي بي سوار
عشق يعني،همچو مجنون در گريز از روزگار
عشق يعني،سينه اي آغوش راز
عشق يعني آنچه بر هر كس نياز


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در جمعه یکم دی 1385 ] [ ]

موضوع

هـمه ي گـفـتـني هـام فـقط تـو بودي

بـاهـات نبـودم ، برات که بودم

اگه چشمات نبودم ، نگات که بودم

 هـمه ي گـفـتـني هـام فـقط تـو بودي

اگه حرفات نبودم ، صدات که بودم

اگه پـاهـات نبودم ، يه راه که بودم

اگه گريه نبودم ، يه آه که بودم

 تو خودت مثـل روز آفتابي هستي

 اگه خورشيد نبودم ، يه ماه که بودم

 مي تونستي واسه من يه چاره باشي

توي آسـمـون دل

 


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در جمعه پنجم آبان 1385 ] [ ]

موضوع

سرزمین وفا

در سرزمین وفا رودی جاریست به نام

محبت


این رود به سیلابی می پیوندد به نام

مهر


این سیلاب به آب راهه ای میریزد به نام

 صفا


و اینها همه به مردابی میریزد به نام

وداع



[ دل نوشته های: ماهان ] [ در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ] [ ]

موضوع

گاهي شک مي کنم به بودنم ! دلتنگ رفتنم ... مي روم ...مي روم با هزار حرف مانده در دل ...با هزارو يک آرزوي مانده در گل ... ديگر خسته از ماندنم ! نه کسي در انتظار من است ... نه من در انتظار کسي ! نه عشقي براي فروختن دارم ... نه پولي براي خريدن ! آنقدر گنگ گشته ام که ديگر خواب نيز نمي بينم ! حتي صداي دلم را نمي شنوم ...! من فقط هيچ دارم و هيچ !!! تا بخواهي قصه هاي پر از غصه دارم ... حرفهاي داغدار و به عزا نشسته دارم ... تا ديروز مجنون قصه ها بودم ، امروز کفني براي خود ندارم ...من ديگر فرصت ماندن ندارم ...


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در پنجشنبه ششم مهر 1385 ] [ ]

موضوع

من و غم

شب بود

شمع بود

من بودم و غم

شب رفت

شمع سوخت

من ماندم و غم


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 ] [ ]

موضوع

آموخته ام که

آموخته ام که همیشه کسی هست که به ما احتیاج دارد۰

آموخته ام که انسان های بزرگ هم اشتباه می کنند۰

آموخته ام که همیشه همیشه بخندم۰

آموخته ام که هر گز نگذارم کسی عصبانیم کند۰

آموخته ام که به انسان ها مانند سکوی پرتاب نگاه نکنم۰

آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم۰

آموخته ام که هر گز وابسته کسی نباشم۰

آموخته ام که هر گاه که ترسیده ام شکست خورده ام۰


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در شنبه یازدهم شهریور 1385 ] [ ]

موضوع

قصه مرد و تنهایی

یکی بود یکی نبود

پشت اون کوه های بلند ، در پس جنگل های پر درخت ، شهری بود و مردی و تنهایی .

مرد با تنهایی در شهری بزرگ زندگی می کرد . تنهایی در مرد ریشه زده بود و تنهایی تنها دوست او بود .تنهایی موجودی حسود بود او فقط مرد را برای خودش می خواست .تنهایی اجازه نمی داد مرد او را رها کند و با کس دیگری هم قصه شود . و مرد وقتی وفای تنهایی را دید دیگر حاضر نشد او را با هیچ کس و هیچ چیز عوض کند . پس مرد و تنهایی با هم عجین شدند و کسی ندانست که مرد تنهایی را رها نکرد و یا تنهایی مرد را .

روزگار می گذشت تنهایی هیچ نمی گفت ، هیچ نمی خندید ، هیچ نمی گریست ، تنهایی هیچ احساسی نداشت ولی مرد با او آسوده بود .مرد تنهایی را می ستود از او چه دیده بود ، نمی دانم.

و قصه تنهایی و مرد ادامه داشت تا ابد

و هیچ کس ندانست بین تنهایی و مرد چه گذشت عاقبت

 


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در یکشنبه پنجم شهریور 1385 ] [ ]

موضوع

خسته ام .......

 خسته ام از زندگی از سوز و ساز

 خسته ام از سوز درد انتظار

 و چه دنیای پر از شور و شریست

 مردمانش را نقاب دیگریست

 عشق می دزدی خرابت می کنند

 دوست می داری جوابت می کنند

خسته ام .......

 


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در چهارشنبه یکم شهریور 1385 ] [ ]

موضوع

خوب رویان

خوب رویان رحم ندارد دلشان

باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان

روز اول چون از خاک سرشتند گلشان

سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 ] [ ]

موضوع

بدجوري عاشقت شدم با اون چشاي مخمليت
يه روز از روزايي كه پيشت بودم يادم اومد كه دلمو باخته بودم
تو اين دنياي غم انگيز همه غما رو شستي
از اونروز كه خواستم پيشت باشم تو هم خواستي
قسم خوردي كه بجز من كسي و دوست نداري
قسم خوردم كه تا زنده ام جز تو ياري نگيرم
منم هنوز مستم سرمستم ، سرمستم
هنوز عطر بوسه اي كه بر انگشت محبتت نشست روي لبام هست
آسون دل نباختم
روزهاي زيادي تكرارت كردم تا حفظت كنم
حالا ديگه از بر شدم
يه روزي تموم تو رو برات تعريف ميكنم
قديما همه دلهوره بود، همه آشفتگي و ولوله بود
اما شد كه روزي دوباره رسيد كه دلم دوباره نفس كشيد
خونه تو خونه منه مريمم
منو ياري بده
مي خوام بعد اين با دل تو نفس بكشم
ديگه توي خوابم هم طاقت دوريتو ندارم
توي كاوسم بدون تو راه نجاتي ندارم
عاشقم عاشق تو
تا ابد تا زنده ام تا روز نفس
ديگه هر جا فرياد مي زنم اسم تويه كه داد ميزنم
واسه عاشقي يه همزبون پيدا كردم يه همسفر ميخوام
ميخوام بازم دلمو اب بكنيghalbe man
اي خوبترين من ، كوچه دلم اثر قدمهات رو مسير زندگيش ميدونه
محكمتر گام بردار

[ دل نوشته های: ماهان ] [ در دوشنبه یکم خرداد 1385 ] [ ]

موضوع


[ دل نوشته های: ماهان ] [ در چهارشنبه نهم فروردین 1385 ] [ ]

Copyright © 2006 - Designed By : .:. armin online .:. All Rights Reserved

اين صفحه را صفحه ی خانگی خود کنيد
google


امکانات - ارتباط از طریق یاهو
اين سایت را صفحه خانگي خود كنید !   تماس با مدیر سایت !   اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !   لینک RSS
نامه به مدیر وبلاگ
متن نامه خود را بنویسید

آرمین آنلاین

متن نامه خود را بنویسید


; بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد

webloger site

بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد

32132